اشعاری از حضرت زهرا سلام الله علیها
شکوه از تنهایی بعد از پیامبر و مصیبت های بعد از پیامبر
1- قل للمغیب تحت اطباق الثری ان کنت تسمع صرختی و ندائیا
2- صبت علی مصائب لو انها صبت علی الایام صرن لیالیا
3- قد کنت ذات حمی بظل محمد لا اخش من ضیم و کان جمالیلا
4- فالیوم اخشع للذلیل و اتقی ضیمی و ادفع ظالمی بردائیا
5- فاذا بکت قمریة فی لیلها شجنا علی غصن بکیت صباحیا
6- فلا جعلن الحزن بعدک مونسی ولا جعلن الدمع فیک و سشافیا
7- ماذا علی من شم تربة احمد ان لا یشم مدی الزمان غوالیا
1- بگو به آنکه در زیر طبقات زمین پنهان است آیا صدای ناله و فریاد مرا می شنوی؟
2- به جانم ریخته چندان غم و درد مصیبت ها( که گر بر روزها ریزند گردد تیره چو شبها )
3- روزی در سایه حمایت محمد صلی الله علیه و آله بودم و از هیچ دشمنی و کینه نمی ترسیدم.
4- امروز در برابر فرومایگان خاضعم و می ترسم به من تعدی شود که ظالم را با پیراهنم دفع می کنم.
5- اگر قمری شب بر شاخه ای بگرید من صبحگاه می گریم.
6- بعد از تو ای پدر اندوه را مونس خود می کنم و اشک در فراق تو را اسلحه خود قرار می دهم.
7- چه باکی اس بر کسی که تربت احمد را بوئیده در تمام عمرش هیچ عطری را نبوید.
نهج الحیا ص 199 و کتاب عوالم ج11 ص 454
یا علی
