تبليغاتX
Hadmin JavaScript' type='text/javascript' src='http://ettehad.muslimbloggers.ir/lankarani/muslims-sympathy1.js'>avaScript' type='text/javascript' src='http://ettehad.muslimbloggers.ir/muslims-sympathy1.js'>
 

انً اوًل بیتٍ وُضع للنّاس للذی ببکًة مبارکاً و هدًی للعالمین

به درستی که نخستین خانه ای که برای مردم قرار داده شده خانه ای در مکه است که مبارک گردانیده شد و آن هدایتی برای جهانیان است.

سوره مبارکه آل عمران، آیه 96

 

این جا میعادگه است، میعادگه خدا، ابراهیم، محمد و مردم و تو؟ تا "تویی" ، این جا غایبی، مردم شو! ای که جامه مردم بر تن داری، که: «مردم ناموس خدایند، خانواده خدایند و خدا نسبت به خانواده اش از هرکس غیرتمند تر است.»

و این جا حرم اوست. درون حریم او، خانه او! این جا «خانه مردم» است.

انً اوًل بیتٍ وُضع للنّاس للذی ببکًة مبارکاً و هدًی للعالمین.

تو - تا "تو" یی-  در حرم راه نداری.

«بیت عتیق» است، عتیق، از «عتق» آزاد کردن بنده، عتیق: آزاد!! «خانه ای که از مالکیت شخصی، از سلطنت جباران و حکام آزاد است، کسی را بر آن دستی نیست، صاحبخانه، خداست و اهل خانه ، مردم!»

و این است که هرگاه چهار فرسنگ از دیارت، خانه ات، دور می شوی، مسافری،نمازت را شکسته می خوانی، نیمه، نماز مسافر! و این جا از هر گوشه جهان آمده باشی، تمام می خوانی، که به خانه خود آمدی، مسافر نیستی، به میهنت، دیارت، حریم امنیتت، خانه ات «بازگشته ای».

در کشور خود، خانه خود، غریب بودی، مسافر بودی، این جا ای نی بریده مطرود، تبعیدی غربت زمین: انسان! به نیستان خویش بازآمده ای، به زادگاه راستین خویش رجعت کرده ای.

زنده یاد دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 13:26 |

 

 

 

 

میرسد خورشید پاک و روشنی ، زیر پایش نور قربانی کنید

 

 

 

 " رهبرا! از اشک چشمانم باران بهاری می سازم و نثار قدوم مبارکت می نمایم. ذره ذره خاک پایت را توتیای چشم خویش می نمایم.ای رهبر و ای سرورم ، خوش آمدی که با آمدنت خزان ما را بهاران نمودی "

 

 

 

ولادت چله نشین سجاده سحر،  معتکف محراب فکه و شلمچه،  امین وادی شعر و هنر، خبیر خطه فرهنگ و حدیث ، بصیر میدان سیره و تاریخ، نقاد پهنه رجال و درایه، شوریده آوای ترتیل ئ قرائت، پرچمدار میدان دیانت، خط شکن عرصه سیاست، خورشید سپهر بیان و بلاغت، آبروبخش رهبری و قیادت، درس آموز شیوه سروری و سیادت، خامنه ای عزیز بر عاشقان ولایت مبارک.

 

نوبت وصل ولقاست،نوبت حشروبقاست،ای یادگار مرتضی اهلاً وسهلاًمرحبا

 

 

 

آغاز شصت و هشتمین بهار زندگی رهبر خوبان عالم حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای دامت ظله را به محضر مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و مادر بزرگوارشان حضرت زهرا سلام الله علیها تبریک گفته و از نقاش هستی می خواهیم بوم  زندگیش را با رنگ طراوت و پایندگی و اقتدار رنگ آمیزی فرماید.

 

 

فرمایشات خمینی کبیر در مورد رهبر  

 

خاطراتی از زندگی رهبر

 

 

تصاویر جالب از قامت رهبر

 

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 24 تیر1386 و ساعت 0:57 |

بوی عشق وزیدن گرفته است و سحاب رحمت بر سر شهر می بارد، آنقدر آسمان حرم ملکوتی است که گویی دروازه های بهشت را به روی زمین گشوده اند.روز میلاد مستوره لاهوتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و زمین و زمان در پایکوبی و شور به سرور نشسته اند...

          بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر ...

 

 

نگاهي به ابعاد وجودي حضرت زهرا سلام الله عليها

اسرار نامهای حضرت

مقام والاى مادر در قرآن

 

 

خمینی آخرین تجلی ذوالفقار بود، مردی که با ابروانش خیبرهای زمان را در هم شکست. ابروان خمینی ذوالفقار دوره غیبت بود، مردی که ظهور کرد تا غیبت را باور کنیم. مردی که با خون شمشیرها را به زانو درآورد. مردی که مالک ششدانگ اشتر بود.مردی که سلمان فارسی را به همه زبان ها ترجمه کرد.

میلاد با سعادت بانوی آب و آیینه ، عصاره خلقت ، حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها و فرزند رشیدش حضرت روح الله بر شما عاشقان ولایت مبارک باد.

یا علی

 

+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 14 تیر1386 و ساعت 0:50 |

 

گلایه های برادر شهید دکتر چمران

سرداري چمرانم آرزوست

... اگر اين سال ها به كشورهاي شرقي، آمريكاي جنوبي يا حتي اروپا سفر كنيد جوانان زيادي را مي بينيد كه يك مبارز كوبايي به نام «چگوارا» را مي شناسند، حتي برخي پيراهني پوشيده اند كه عكس چگوارا بر آن نقش بسته و عكس او را درون اتاق خود، روي ديوار چسبانده اند. چگوارا، مردي جوان و مبارز بود كه عليه استبداد در كنار مردم جنگيد و برخي خصوصيات جالب توجه داشت. اما سؤال اينجاست كه شهيد چمران را چقدر در دنيا مي شناسند، چند جوان انقلابي عكس او را بر سينه خود يا بر سينه ديوار اتاق خود مي زنند؟ چند جوان در سراسر دنيا جمله هاي عارفانه او را شنيده اند؟ اصلاً چقدر درباره او كتاب نوشته و ترجمه شده است؟ نمي خواهم شهيد چمران را با چگوارا مقايسه كنم چراكه به هيچ وجه قابل قياس نيستند و زندگي پر از علم و عرفان و رشادت و شهامت چمران در كمتر انساني يافت مي شود اما همين عدم توانايي در قياس دليل بيشتري است براي پرسشي بزرگ تر كه چرا دنيا چمران را نمي شناسد؟ كسي كه امام فقط درباره او فرموده است كه دلم براي چمران تنگ شده و بعد از شهادتش فرمود: «ما و شما خواهيم مرد، مانند چمران بميريد.»

چرا بايد انجمن دوستي ايران و كوبا در تهران افتخار كند كه فلان تعداد عكس چگوارا در كشور منتشر و توزيع كرده اما هيچ كاري در كوبا براي چمران و درباره او نكرده است؟

چرا مهندس چمران در مراسم بيست وششمين سالروز شهادت برادرش بايد از اين عصباني باشد كه هيچ ارگان دولتي براي برپايي مراسم حمايت نكرده است. نه مجلس، نه وزارت دفاع و نه سپاه پاسداران و آقاي حبيبي، رئيس سازمان عقيدتي سياسي وزارت دفاع به او بگويد كه ما كاري براي چمران نمي كنيم. البته مهندس چمران هم نگذاشت پيام وزير دفاع در اين مراسم قرائت شود تا برخي بخواهند فقط از نام شهيد چمران استفاده كنند. و نيز چرا فتح الله جعفري، رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس نيروي زميني سپاه، هيچ هزينه اي براي بزرگداشت هاي شهيد چمران نمي كند و زماني كه همرزمان شهيد به او گلايه مي كنند مي گويد من چمران را نمي شناسم. اينها درد دل هاي برادر شهيد و نيز همرزمان شهيد چمران است كه وزارت دفاع مي گويد چمران نماينده مجلس بوده، مجلس مي گويد وزير دفاع بوده و سپاه مي گويد او سپاهي نبوده.

در اين ميان صداوسيما و انجمن سينماي جوان و ارشاد هم كه به كل فراموش مي كنند و جوانان فيلمساز هم تشويق مي شوند كه درباره يك زن افغاني يا چهره يك ايراني شكست خورده يا بمب اتمي منفجر نشده فيلم بسازند. شاعران هم درباره كشته شدگان حادثه 11سپتامبر شعر بسرايند. شهيد چمران را نه فقط با يادبود و مراسم بزرگداشت- كه همين هم به درستي انجام نمي شود- بلكه با ابزار فرهنگي و هنري و البته در سطح بين المللي بايد مطرح كرد و شناساند و به جاي اينكه در خانه هنرمندان، هنر قرن نوزدهم فرانسه و ... يادآوري شود، شب شعرها، شب داستان ها، نمايش فيلم و... درباره اين شخصيت بزرگ برگزار شود.

كاش او بود و ما خاكيان را تنها نمي گذاشت و امروز ما را هم سرداري مي كرد.

31خرداد 1386، دهلاويه، خبرنگاركيهان

http://www.kayhannews.ir/860403/9.htm

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 6 تیر1386 و ساعت 2:13 |

 

یا صاحب الزمان

آجرک الله فی مصیبت جدک الزهرا

 

 

چه شبی است امشب خدایا! این بنده تو هیچگاه اینقدر بی تاب نبوده است. این دل و دست وپا هیچگاه اینقدر نلرزیده است. این اشک اینقدر مدام نباریده است. چه کند علی با این همه تنهایی!

ای خدا در سوگ پیام آور تو که سخت ترین مصیبت عالم بود، دلم به فاطمه خوش بود. می گفتم: گلی از آن گلستان در این گلخانه یادگار هست. اما اکنون چه بگویم؟ این همه تنهایی را کجا ببرم؟ این همه اندوه را با که قسمت کنم؟

گاهی احساس میکردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتی می دیدم به هیچ چیز دل نمی بندد، با هیچ تعلقی زمین گیر نمی شود، هیچ جاذبه ای او را مشغول نمی کند. یقین میکردم که او جسم ندارد، متعلق یه اینجا نیست. روح محض است، جان خالص است.

گاهی احساس می کردم که فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذیر چون ستون های محک و نامرئی آسمان.

گاهی احساس میکردم فاطمه دلی از گلبرگ دارد، نرم تر از حریر، شفاف تر از بلور.

فاطمه در این دنیا برای من حقیقت کوثر بود. با وجود او تشنگی، گرسنگی، سختی، جراحت، کسالت و خستگی به راستی معنا نداشت. اکنون با رفتن او من خستگی های گذشته را هم بر دوش خودم احساس می کنم.

خسته ام خدا! خسته ام.

چطور من بدن نازنین این عزیز را شستشو کنم؟! اگر تغسیل فاطمه به اشک چشم مجاز بود آب را بر بدن او حرام می کردم. اگر دفن واجب نبود، خاک را هم بر او حرام می کردم.

حیف است این جسم آسمانی در خاک. حیف است این پیکر ثریایی در ثری. حیف است این وجود عرشی در فرش.

اما چه کنم که این سنت دست و پا گیر زمین است. از تبعات زندگی خاکی است.

پس آب بریز اسماء! کاش آبی بود که آتش این دل سوخته را خاموش می کرد، ای اشک بیا! بیا که اینجاست جای گریستن.

ای خدا! این تغسیل نیست، شستشو نیست، مرور مصیبت است. دوره کردن درد است. تداعی محنت است.

ای وای از حکایت محسن! حکایت فاطمه و آن درو دیوار! حکایت آن میخ های آهنین با بدن نحیف و خسته و بیمار! حکایت آن آتش با آن تب تب دار! حکایت آن دست پلید با این گونه و رخسار! حکایت آنهمه مصیبت با این دل بی قرار!

آرامتر اسماء! دست به ساگی از این همه جراحت عبور نمی کند، دل چطور این همه مصیبت را مرور کند؟!

چه صبری داشتی تو ای فاطمه ! و چه صبری داری تو ای خدای فاطمه !

 

سید مهدی شجاعی

 

 

اگه دلتون لرزید و آسمون چشماتون خواست با یوسف زهرا همدردی کنه التماس دعا دارم.

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 27 خرداد1386 و ساعت 2:9 |

 

یا امّ الائمه

 

سامرا هم بقیع شد ...

 

 

 

 

در این بمب گذاری علاوه بر قبور امامین عسکریین، قبور مطهر حکیمه خاتون عمه امام زمان(عج) و بانو نرجس خاتون مادر بزرگوار حضرت و همچنین بخشهایی از سرداب مقدس نیز تخریب گشته. سردابی که سید بن طاووس نقل میکند حضرت مهدی را آنجا زیارت کردم در حالی که حضرت در قنوت  نمازشان برای بخشودگی گناهان شیعیان دعا میکردند.

اکنون می شود مظلومیت علی را درک کرد که بخاطر مصالح اسلام در مقابل دشمنان شمشیرش را غلاف کرد و سوخت و ساخت. خدا را شکر کنیم که قبر مبارک مادرمان زهرا سلام الله علیها مخفی است وگرنه همین حرامیان از جسارت به قبر مطهر ایشان نیزدریغ نمی کردند.

روزهایی که میگذرد روزهای ماتم حضرت مهدی است و چشمان آقا بارانی. و قطرات بلورین اشک بر گونه های مخملین جان جهان می غلطد. براستی آقا بر کدامین مصیبت باید گریه کنند؟ مصیبت شهادت جده شان زهرا یا مصیبت تخریب قبر مادرشان نرجس؟مصیبت تخریب حرم پدر و پدربزرگشان یا مصیبت ویرانی قبرحکیمه خاتون؟ اصلا کجا باید گریه کنند؟ در سرداب مقدس ؟ سردابی که توسط دشمنان آل علی ویران شده؟

پس بیاییم در این روزها که قطب عالم امکان به عزا نشسته و قلب نازنیشان ماتم سرا شده، مراقب اعمال خود باشیم تا بیش از این چشمان اشکبار حضرت بارانی نشود.

اگه حالشو داشتی زیر لب دعای فرج حضرت رو زمزمه کن به امید اینکه غنچه روزی برسد با خار بیرون از نیام، آید و برپا کند در باغ جشن انتقام.

 

 درون قلب جهان انقلاب  گشته به  پا

نفس بدون تو همچون عذاب کشته بیا

نظاره کن به فراسوی سامرا  و  ببین

حرم بدست حرامیان خراب گشته  بیا

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به‌مناسبت هتك حرمت حرمين عسگريين (ع)

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در جمعه 25 خرداد1386 و ساعت 1:5 |

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 

از دنیای شما سه چیز محبوب من است:

تلاوت کتاب خدا، نگاه به صورت رسول خدا و انفاق در راه خدا.

 

اخلاق فاطمه – لنگرودی ص17

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در جمعه 25 خرداد1386 و ساعت 0:49 |

 

اشعاری از حضرت زهرا سلام الله علیها

شکوه از تنهایی بعد از پیامبر و مصیبت های بعد از پیامبر

 

1-      قل للمغیب تحت اطباق الثری           ان کنت تسمع صرختی و ندائیا

2-      صبت علی مصائب لو انها              صبت علی الایام صرن لیالیا

3-      قد کنت ذات حمی بظل محمد           لا اخش من ضیم و کان جمالیلا

4-      فالیوم اخشع للذلیل و اتقی               ضیمی و ادفع ظالمی بردائیا

5-      فاذا بکت قمریة فی لیلها                 شجنا علی غصن بکیت صباحیا

6-      فلا جعلن الحزن بعدک مونسی         ولا جعلن الدمع فیک و سشافیا

7-      ماذا علی من شم تربة احمد              ان لا یشم مدی الزمان غوالیا

 

1-      بگو به آنکه در زیر طبقات زمین پنهان است آیا صدای ناله و فریاد مرا می شنوی؟

2-      به جانم ریخته چندان غم و درد مصیبت ها( که گر بر روزها ریزند گردد تیره چو شبها )

3-      روزی در سایه حمایت محمد صلی الله علیه و آله بودم و از هیچ دشمنی و کینه نمی ترسیدم.

4-      امروز در برابر فرومایگان خاضعم و می ترسم به من تعدی شود که ظالم را با پیراهنم دفع می کنم.

5-      اگر قمری شب بر شاخه ای بگرید من صبحگاه می گریم.

6-      بعد از تو ای پدر اندوه را مونس خود می کنم و اشک در فراق تو را اسلحه خود قرار می دهم.

7-      چه باکی اس بر کسی که تربت احمد را بوئیده در تمام عمرش هیچ عطری را نبوید.

 

نهج الحیا ص 199 و کتاب عوالم ج11 ص 454

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در جمعه 25 خرداد1386 و ساعت 0:42 |

 

می فروشی گفت کالایم می است

رونق  بازار من ساز  و نی  است

 

من خمینی دوست می دارم که او

هم خم است و هم می است و هم نی است

 

شعر از مقام معظم رهبری

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 16 خرداد1386 و ساعت 13:38 |
 

امام خمینی (ره) در نگاه مطبوعات جهان اولین روز  پس از رحلت


بی بی سی:
صرف نظر از اندوهی که ممکن است از مرگ هر انسانی پیدا شود و یا احترامی که ما در مغرب زمین برای مردمان قائایم این را نباید ناگفته گذاشت که در مغرب زمین کسان بسیاری هستند که پس از درگذشت آیت الله نفس راحتی خواهند کشید و خوشحال خواهند شدکه آیت الله دیگر زنده نیست.

روزنامه انگلیسی ایندیپندنت:
به ندرت اتفاق می افتد که یکمرد به تنهایی بتواند مسیر تاریخ را عوض کند لکن این درست همان کاری بود که آیت الله خمینی از عهده آن برآمد.

روزنامه ترک زبان گارته:
به نوشته این روزنامه (امام) خمینی با حرکت انقلابی خود در دل دنیای غرب خوف و وحشت آفرید اما در میان ملت خود مظهر آنچنان عشق و مهری بود که امروز پنجاه میلیون ایرانی در غم رحلت او در ماتم فرو رفته است.

بی بی سی:
آیت الله خمینی یکی از قدرتمند ترین رهبران خاورمیانه در قرن اخیر بود. او از سوی بنیادگرایان در سراسر جهان اسلامی به عنوان رهبر معنوی انقلاب اسلامی مورد احترام و تحسین بود.
اما بسیار کسان در غرب به او به چشم یک عارف خطرناک که در آرزوی گسترش جهانی اسلام است می نگریستند.

اشپیگل:
اقدامات مداوم آیت الله خمینی وی را به دشمن شماره یک امریکا تبدیل کرد و به امریکاییان این درس را داد که نمی توان رهبران جهان سوم را فقط به دست چپی یا دست راستی تقسیم کرد.
خمینی همچنین ثابت کرد رهبرانی می توانند پیدا شوند که در فراسوی آنچه امریکا به عنوان کانال های فشار بر حکومت های جهان می شناسند، بایستند.

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 15 خرداد1386 و ساعت 23:41 |

 

همه خوشحال بودند. سیب های سرخ به روی مهمانها لبخند میزدند. همه چیز ساده و بی آلایش بود. تا چند لحظه دیگر خطبه عقد خوانده می شد. «علی» عرق پیشانیش را با دستمال سفیدی پاک کرد. دلش می خواست چیزی به عروس بگوید اما تردید اجازه نمی داد.

همه فکرهایشان را کرده بود. پیش از مراسم خیال می کرد به سادگی حرفش را خواهد گفت. اما وقت داشت می گذشت و خطبه عقد در حال آغاز بود. دل به دریا زد و گفت:

« ... شنیده ام که عروس در مراسم عقد هر چه ازخدا بخواهد، حاجتش برآورده میشود!»

سرانجام حرف دلش را گفته بود. عروس نگاهش کرد . پرسید: «چه آرزویی داری؟»

به مشکل ترین قسمت سخن اش رسیده بود. یا باید حالا میگفت یا هیچ وقت!

« اگر علاقه ای به من دارید و به فکر خوشبختی من هستید لطف کنید از خدا برایم شهادت بخواهید!»

عروس گیج شد. خیال می کرد همه آنچه که می بیند و می شنود در خواب اتفاق می افتد. اما حضور عالم عالیقدر حقیقت داشت.

همانطور که آینه و شمعدان و سفره عقد و نجوای زنها و صلوات مردها حقیقت داشت.

یک لحظه به خود لرزید. اما «علی» چند بار آهسته و با التماس قسم خورد و عروس هنگامی که داشت خطبه خوانده می شد، از خداوند برای علی و خودش شهادت خواست. آن وقت با چشمانی پراشک علی را نگاه کرد. علی از طرز نگاه او فهمید که دعای خیر درباره اش انجام گرفته است. برای همین نفس راحتی کشید و خوشحالی به چهره اش دوید.

نه تنها داماد این مجلس، بلکه تمامی پاسدارانی که در آنجا حضور داشتند و آیت الله مدنی که خطبه عقد را می خواند، به آرزویشان رسیدند.

 

 

 

 

 

 

کلیک کنید: نامه دختر سردار شهيد تجلايي به پدرش

 

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 و ساعت 17:29 |
حضرت علی علیه السلام:

چهار حالت برای قلب انسان وجود ارد:

۱- رفع قلب(بالا رفتن قلب)

۲- فتح قلب ( گشایش قلب)

۳- خفض قلب (نزول و سقوط قلب)

۴- وقف قلب (توقف و در جا زدن قلب)

و اما رفع قلب در ذکر خداوند است. فتح قلب در رضای از پروردگار است.

خفض قلب در اشتغال به غیر الله و وقف قلب در غفلت از باریتعالی است.

اللهم ارفع و افتح قلوبنا بنورک

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در جمعه 21 اردیبهشت1386 و ساعت 18:19 |

حاشیه رهبر معظم انقلاب بر كتاب "فرمانده من"

السلام علیكم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیكم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیكم یا انصاردین الله و اعوان ولیه ...

ای آیت‌های خدا، ای معجزه‌های ایمان، ای نشانه‌های تعالی جاودانه انسان ...

ای گلهای محمدی كه فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شكوفایی باز داردتان، برقی شدید و دنیای تاریك را روشن كردید، حجتی شدید بر آن كوتاه‌نظران كه بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممكن میدانستید، خاطره‌ی مسلمانان صدر اسلام را زنده كردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه می‌كردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم كردید و برای آن امام بحق كه مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید ... سلام الله علیه و علیكم هنیئا لكم رحمة ربكم.

كتبه بیمناه الوازره اسیر امانیة و ذلیل نفسه‌علی الحسینی غفرالله له و رحمة و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین.

این كتاب در 13 رجب 1411 با چشمی لبریز اشك شوق و حسرت زیارت شد.

                                                                                      سید علی خامنه ای

دست خط رهبر بر حاشیه این کتاب

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386 و ساعت 12:12 |

حاشیه های حضور رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه  کتاب تهران

خواندنش خالی از لطف نیست.

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

 

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386 و ساعت 12:6 |
یه روایت جالب از امام صادق علیه السلام دیدم که برام خیلی جالب بود.


روزی یکی از یاران امام صادق علیه السلام به آن حضرت عرض کرد: شما کار خود را بر روی کدام اساس بنا نهاده اید؟
حضرت فرمودند: بر چهار چیز.
1-دانستم که عمل مرا غیر از من کسی بجای نمی آورد پس کوشش نمودم و خودم آن را بجای آوردم.
2-دانستم که خدا بر من آگاه است. پس از او شرم کردم و از کردار ناشایست خودداری نمودم.
3-دانستم که روزی مرا غیر از من کسی نمی خورد پس خاطرم جمع شد.
4-دانستم که آخر کار من مرگ است پس آماده شدم.

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 0:18 |

چرا مرگ بر آمریکا ؟

در زمان حضرت علي - عليه السلام- ايشان ياران خود را از ناسزاگويي بر دشمنان نهي مي‌فرمودند؟ چرا در انقلاب اسلامي، به دشمن مرگ اطلاق مي‌كنيم آيا اين ناسزاگويي نيست؟

در پاسخ توجه به 2 نكته لازم است. 1ـ بررسي مساله نفرين و ناسزا در اسلام 2ـ تعبير «مرگ» بر دشمنان انقلاب چرا؟

«بررسي مساله نفرين و ناسزا در اسلام»
نفرين در قرآن و روايات مطرح شده است در برخي موارد تجويز شده است و خداوند افرادي را مورد لعنت قرار داده است «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَه ِ...»[1] «كساني كه خدا و پيامبر را آزار مي‌رسانند خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت نموده است....»
«إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً»[2]«خداوند كافران را لعنت كرده و براي آنها آتش فروزاني آماده كرده است»... «لَعْنَه اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ»[3] «همانا لعنت خدا بر ستمگران باد» همچنين در آيات ديگر قرآن خداوند كساني را كه تهمت ناروا به زنان پاكدامن مي‌زنند[4]، منافقان[5]، مشركان[6] و پيمان شكنان را مورد لعن قرار داده و آنها را نفرين نموده است، همچنين در روايات نيز افرادي مورد لعن قرار گرفته‌اند از جمله حورنده ربا، موكل و شاهدين ربا[7]، كسي كه ميان مادر و فرزندش جدايي بيندازد[8]، مردي را كه لباس زن بپوشد.[9] در مقابل روايات زيادي در نهي از نفرين و لعن و دشنام مطرح شده است از جمله اينكه حضرت امام باقر عليه السلام فرمودند «سِبابُ المؤمنِ فُسوق»[10] «دشنام دادن به مؤمن فسق است» با توجه به آيات قرآن دوروايات، برخي از افراد كه مرتكب گناه بسيار بزرگ شده، با كردارِ ناپسند خود جامعه و نظام و كيان اسلامي را چه از لحاظ اخلاقي چه از حيث اجتماعي سياسي و اقتصادي به خطر انداخته، نسبت به پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ورسالت او بي‌ادبي و دشمني مي‌كنند. مستحق نفرين مي‌باشند، لذا برخي روايات كه نفرين را امري جايز تلقي كرده است، مقصود نفرين به افراد خاص و مرتكبان خطاهاي بزرگ و اجتماعي مي‌باشد اما در امور غير مهم و جزئي كه لطمه‌اي به مسائل اخلاقي، اجتماعي و سياسي جامعه اسلامي نمي‌زند و همچنين نسبت به برخي افراد همچون مؤمنان و دوستان، نفرين نهي و منع شده است و نهي از ناسزاگويي بر دشمنان توسط حضرت علي عليه السلام و ساير ائمه اطهار در اين راستا قابل بررسي است. با توجه باين نكته نهي از ناسزاگويي و نفرين كردن مطلق و در همه موارد نيست بلكه محدود به موارد خاصي است وجود سوره‌اي به نام برائت (توبه) در قرآن و زيارت عاشورا و ادعيه ديگر مؤيد اين معني است كه نفرين و لعن در مواردي كه اساس اسلام به خطر مي‌افتد نه تنها جايز بلكه امري لازم است.


«تعبير «مرگ» بر دشمنان انقلاب چرا؟»
تولي و تبري دو ركن اساسي فروع دين هستند كه در واقع به عنوان اصول سياست خارجي اسلام را تشكيل مي‌دهند مسلمانان در روابط خود با ديگران از يكسو با حفظ روابط دوستانه و برادرانه با افراد هم فكر خويش نيروي داخلي را استوار مي‌كنند و از سوي ديگر با طرد بيگانگان حدود استقلال خود را محفوظ مي‌دارند اين دو اصل به عنوان دو صفت ممتاز و مهم در مورد ياران پيامبر صلي الله عليه و آله در قرآن ذكر شده است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[11] «محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ رسول خداست و كساني كه با او هستند بر كافران سختگير و با هم مهربانند»
در قانون اساسي[12] كه برگرفته از مباني متقن اسلامي است سياست خارجي جمهوري اسلامي اين گونه عنوان شده است. «سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي كشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهاي سلطه‌گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب استوار است»
لذا اطلاق «مرگ» بر دشمنان انقلاب و اسلام در واقع اعلام برائت از سياست استكباري و خوي سلطه جويي آنان است كه طبق اصل تبري التزام به آن لازم است مرحوم امام فرمودند. «نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و كجا ما را تحمل مي‌كنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند، به يقين آنان مرزي جز عدول از همه هدايتها و ارزشهاي معنوي و الهي مان نمي‌شناسند به گفته قرآن كريم هرگز دست از مقاتله و ستيز با شما برنمي‌دارند مگر اين كه شما را از دين تان برگردانند...»[13]همچنين مقام معظم رهبري فرمودند «تا وقتي كه آرمانها و اهداف قرآني و الهي و اسلامي بر ما و بر اين نظام حاكم است اين نفرت و مقابله با سردمداران استكبار جهاني و در رأس همه آمريكا به قوت خود باقي است[14]»

 به نقل از :

http://www.andisheqom.com

برای مشاهده منابع بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 9 اردیبهشت1386 و ساعت 14:35 |
نامه ای که نشان دهنده علاقه وافر تولستوی به اسلام و پیامبر اکرم (ص) است:


تولستوی در تاریخ 15 مارچ 1909 در پاسخ به نامه خانم « یاسنایا پولیان» که در مورد علاقه پسرانش به اسلام ، به تولستوی نامه نوشته بود  چنین می گوید::
به خانم یلنا یفسیماونا واکیلاوا ))
لازم است که از تمایل پسران شما مبنی بر کمک به مردم تاتار در این جا تشکر و تقدیر بسیار کرد. در امتداد و به موازات این خواست انسانی گرایش آنها به دین اسلام و تابعیت از آئین محمدی نیز بسیار ضروری است.

 بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 27 فروردین1386 و ساعت 16:9 |

عقل را با عشق آری جنگهاست
فاصله در بین شان فرسنگهاست

عقل گفت از خون و آتش کن حذر
عشق گفت آرام شو ای بی خبر

عقل می گوید شهادت مشکل است
عشق می گوید این کار دل است

عقل میگوید کجا سنگ و سبو
عشق میگوید تن آسایی مجو

عقل گفتا این شهیدان کیستند
عشق گفت آنانکه در خون زیستند

عقل گفتا دجله را امواجهاست
عشق گفتا موجها معراجهاست

عقل میگوید چه شد سردارها
عشق میگوید بپرس از دارها

عقل گفتا هر چه کرد آن دجله کرد
عشق گفتا دجله را خون حجله کرد

عقل گفتا باکری هم کشته شد
عشق گفت آری به خون آغشته شد

عقل میگوید ز کار دل بگو
عشق میگوید تو و راز مگو؟!

عقل گفتا که دراین ره دامهاست
عشق گفتا صید آن گمنامهاست

عقل گفتا از سلامت زاده ها
عشق گفتا قصه سرداده ها

عقل از خواری و ننگ و عار گفت
عشق از جانبازی و ایثار گفت

عقل گفت ازعارف صد ساله ها
عشق ازعرفان سرخ لاله ها

عقل هر اندازه ای اصرار کرد
عشق با یک جمله او را خوار کرد

عقل بیش از حد قیل و قال کرد
عشق یک یک رد استدلال کرد

در حریم عشق استدلال نیست
سر به سر حال است و قیل و قال نیست

عقل سرتاپا جمود است و سکون
عشق یکسر مستی و شوق و جنون

کار عقل و عشق جنگ است و نبرد
هر چه گفتی عشق او باور نکرد

عشق گفت ای عقل آگه نیستی
گفت رو رو، مرد این ره نیستی

عقل از برهان و استدلال گفت
عشق هم از شور و شوق و حال گفت

کارعاقل قیل و قالی بیش نیست
شورش و جنگ و جدالی بیش نیست

عاقلان نام خدا بشنیده اند
عاشقان با دیده دل دیده اند

«مهدی نامه»  صمد قاسمپور

 یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 26 فروردین1386 و ساعت 23:16 |

خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله  و امام صادق علیه السلام مبارک باد.

 

آیا پیامبر اعظم صلی الله علیه واله و سلّم  امّی بودند؟


1- رسول اکرم فاقد ملکه خواندن و نوشتن نبود تا در او نقص محسوب شود، بلکه معنای امّی بودن این است که مصلحت نبوت در آن حالات اقتضا می کرد که آن حضرت از این صفت استفاده نکند ، و آیه شریفه « و ما کنت تتلو من قیله من کتاب و لا تخطّه ...» به این معنی اشاره دارد.


2- کمالات بشری خواه جسمانی باشد و خواه روحانی با در نظر گرفتن غایت و هدف نهایی آنها ، کمال و یا نقص محسوب می شود. مثلا چشم با در نظر گرفتن غایت و هدفش که دیدن اشیا است، کمال و کوری به لحاظ ندیدن اشیا نقص می باشد.حالا اگر شخصی پیدا شود که با نداشتن چشم تمامی اشیا را بهتر از صاحبان چشم ببیند آیا باز هم نبودن چشم نقص است؟
خواندن و نوشتن چون وسیله است برای شناختن اشیا و اطلاع از مقاصد دیگران، و رساندن مقاصد خود به دیگران لذا کمال و صفت خوب است ، بنابراین اگر شخصی پیدا شود که بتواند بدون خواندن و نوشتن مطالب دیگران را بخواند و از مقاصد آنها مطلع شود ، و مقاصد خود را بدون کتابت به دیگران برساند آیا نخواندن و ننوشتن باز در این شخص نقص است؟ یا بالاترین کمال؟
و این بود صفت پیامبر ما که در عین امّی بودنش از مقاصد دیگران اطلاع می یافت و مقاصد خود را به بهترین جه به دیگران می رساند.
(برگرفته از کتاب جنة المأوی اثر علامه محمد حسین کاشف الغطاء)

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 12:46 |

بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای جانش انباریده می شود. به جای او گنجشگان پرگو سخن می گویند و زبان گنجشگان یعنی: بهار، برگ، نسیم، عطر.

سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی مبارک باد.

 

امید است در سال جدید ندای ‌‌أنا المهدی مهدی موعود (عج) را از کنار بیت الله الحرام شنیده و با جان و دل به آن لبیک بگوییم.

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 12:41 |

قایق در میان گلوله ها راهی برای خود می یابد و پیش می رود. سکان در دست علیرضا تندرو است. پیکر زخمی آقا مهدی را در گوشه ای از قایق خوابانده اند، خون از پیشانیش می جوشد و سرازیر  میشود. شعاعی از نور کمرنگ غروب آفتاب اسفند ماه جلوه دیگری به چهره آقا مهدی داده است.

زخمی هستم ولی همه فکرم ، پیش آقا مهدی است. بعید میدانم مرغ از قفس پریده آقا مهدی دوباره به حصار قفس برگردد و زخمی که پیشانیش را شکافته التیام یابد. لبهایش مترنم است ، سرودی را زمزمه می کند. چشم به لبهایش می دوزم و به آخرین سرودش گوش می سپارم:

- الله و الله ... الحمدوالله ، الله و الله ... الحمدوالله.

 

هرچه بر شدت آتش افزوده میشود صدای آقا مهدی هم بلند تر می شود ، لختی می گذرد ... صدایی جز مهدی به گوش نمی رسد. احساس می کنم جز صدای او در جهان نیست. چنان است که گویی زمین و آسمان سکوت کرده اند تا به آواز او گوش بسپارند.

ناگهان نگاهم روی سیل بند کنار گلوگاه ثابت می ماند.عراقی ها به روی سیل بند آمده اند و به سوی تنها قایق روی آب شلیک میکنند. هنوز چشم از سیل بند بر نداشته ام که آرپیجی زنها دوباره شلیک میکنند و قایق را هاله ای از آتش به میان میگیرد ، صدای آقا مهدی اوج گرفته و بلند می شود.

- الله والله ... الحمد الله.

 

بال در بال آقا مهدی پرواز می کنیم ، اوج می گیریم و ... از بالا زمین ، چون گوی کوچکی از چشم ناپدید می شود. از آسمان به پیشواز می آیند و بوی بهشت می وزد. آقا مهدی در ازدحام بال ملائک ناپدید می شود و من در وسط آب فرود می آیم...

غروب عاشوراست! امام در وسط میدان تیر باران می شود ، خیمه ها می سوزد ، خورشید در گودالی غروب می کند و از دور صدای نوحه می آید.

(شهید محمد قنبر لویی)

 

 

 

و این چنین بود که آقا مهدی باکری خودش را رساند به دریا. از دجله به اروند و از اروند به خلیج فارس و از آنجا به بی نهایت....

او حتی نخواست در خاک دفن شود. او خود را به ابدیتی رساند که خیلی از عرفا حسرتش را می کشند.

 

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 24 اسفند1385 و ساعت 17:44 |

از عمق نا پیدای مظلومیت ما ، صدایی آمدنت را وعده میداد.
صدا را، عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهر ربانی گرما می داد.
 و ما هرچه استقامت، از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل، از این نوا در یافتیم.
سنگینی بار انتظار بر پشت ما ، سنگینی یک سال و دو سال نیست سنگینی یک و قرن و دو قرن نیست.حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست.
تاریخ انتظار و شکیبایی ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است بر میگردد ، به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوی مظلومیت نشست ، به آن سم اسبهای کفر که بدنهای مطهر توحید را مشبک کرد. به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید.
از آن زمان تا کنون ما به آب حیات انتظار زنده ایم ، انتظار ظهور منتقم خون حسین...

(سید مهدی شجاعی)

این الطالب بدم مقتول بکربلا...

اللهم عجل فی فرج مول‍‍‍‍‍‍‍نا صاحب الزمان

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 10 اسفند1385 و ساعت 20:23 |

شهید چمران گفته بود « یکی از اتاق های دانشکده را موکت کنند برای نماز خانه.»
اما تا یکی ماه فقط خودش جرات داشت آن جا نماز بخواند.
دوره دوره کمونیست ها بود و بچه مذهبی ها را مسخره می کردند. ولی او به خاطر دینش از همه چیزش می گذشت.
اما ما چی؟
بعضی هامان حتی الان که زیر لوای جموری اسلامی هستیم  جرات نداریم عقاید مذهبی مان را ابراز کنیم چه برسه به امر به معروف...
نمیدانم با این وضعیت با چه رویی آرزوی شهادت میکنیم./
یا مقلب القلوب ثبت قلوبنا علی دینک
یا علی

 

+ نوشته شده توسط هادی در شنبه 5 اسفند1385 و ساعت 19:24 |

پیامبر اعظم -صلی الله علیه و آله- :

وقتی یک بهشتی کوبه در بهشت را میکوبد صدایی از این کوبه در شنیده میشود : یا علی!
 ( بحار الانوار،ج 3، ص 326)
مرحوم علامه طباطبایی در شرح این حدیث در جلسه درس چنین می فرمودند که چرا صدای کوبه در یاعلی است؟ برای اینکه مهمان وقتی به خانه ای میرود صاحب خانه را صدا میزند و او را می خواند.ایشان میفرمود صاحب بهشت، مهماندار بهشت صاحبخانه ، علی بن ابیطالب - علیه السلام - است؛ لذا صدای کوبه در یاعلی است.چون هر کسی به بهشت میرود در سایه هدایت و رهبری این خاندان است، مهمان این خاندان است. اگر این انوار طیبه نبودند کسی راه بهشت را طی نمیکرد.
آیة الله جوادی آملی

یا علی

+ نوشته شده توسط هادی در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 21:28 |
الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام حتی از روی شیطان شرمنده ام که همه در کار خود استوارند  و این سست عهد ناپایدار.

الهی ما را رایای دیدن خورشید نیست  دم از دیدار خورشید آفرین چون زنم.


الهی روزم را چو شبم روحانی گردان و شبم را نیز مانند روز نورانی.


الهی داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد بتحریر رساند الحمدلله که دلدار به ناگفته و نا نوشته آگاه است.


الهی پیشانی بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.

بخشی از الهی نامه علامه حسن زاده آملی

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 30 بهمن1385 و ساعت 14:48 |
بر ساحل تو آرام گیرد دل طوفانی....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 29 بهمن1385 و ساعت 18:17 |
 

                                                                    هوالمحبوب

صحبت از آمدن نیست

                      من وتو رهگذریم

          راه طولانی و پر پیچ و خم است

                                        همه باید برویم

                          تا افقهای وسیع

                                           تا آنجا که محبت پیداست....

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 23 بهمن1385 و ساعت 20:49 |